شيخ ذبيح الله محلاتى
47
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
انصار بعنوان ديدن و عيادت آن مخدره آمدند و احوالپرسى نمودند آن درياى فصاحت و بلاغت بموج آمد بعد از حمد و ثناى الهى و سلام و صلوات بر حضرت رسالت پناهى فرمود قسم به خدا كه صبح كردم درحالىكه مكروه افتاد در نظر من دنياي شما و مبغوض شد در نزد من مردان شما من هم ايشان را دور افكندم از أن پيش كه اختيار نمايم و أنها را دشمن خود يافتم پس از أن كه به ميزان امتحان درآوردم چه بسيار زشت و نابكار است ثلمه سيف و ضعف رمح و رأى مضطرب و چه بسيار قبيح مردمى كه از نصرت آل رسول توانى جستند و بخديعت نفوس خويش را رهينهء غضب خداوندى كردند و خود را بواسطه اين كردار زشت مخلد در جهنم ساختند من قلادهء خلافت و غصب فدك و غير او را بر گردن ايشان انداختم و عار اين كردار زشت را مخصوص ايشان شناختم پس مثله شدن و جراحت يافتن و ملعون گشتن و بسخط خداوندى مبتلى شدن و در زمرهء ظالمان درآمدن سزاوار اين قوم است كه دور انداختند منصب خلافت را از مركز خود و امامت را از اهل بيت رسالت و قواعد متين نبوت و محل نزول امين حضرت عزت و داننده و حاذق بامر دنيا و دين اين امت غصب كردند و اين زيانى است ظاهر و خسرانى آشكار و از اطراف امير المؤمنين ابو الحسن پراكنده شدند و او را تنها نگذاشتهاند مگر بواسطهء علم آنها كه على بن ابى طالب صاحب عدل و داد و مقسم بالسويه در بين عباد و قاتل آباء و اجداد آنها بود و از او كراهت نداشتهاند مگر به جهت بغض آنها و حسد ايشان با على كه بشمشير خونآشام پدران آنها را بدار بوار فرستاده قسم به خدا كه اگر از اطراف على پراكنده نمىشدند و زمام خلافت را كه خدا و رسول بدست او داده بود از او باز نمىگرفتند هرآينه على آنها را به تمام سهولت و سلامت از بيداى ضلالت مىرهانيد و بر سرچشمه آب حيوة ابدي و نهر سرشار علم و حكمت بتوفيق خداوندى مىنشانيد بدون اينكه آنها را صدمه رسد و امر دنيا و آخرت آنها را چنان مأمور مىساخت كه مايهء غبط ديگران گردد و از جهت احاطه امير المؤمنين عليه السّلام بمصالح و مفاسد أمور و كثرت علم او به آنچه واقع شده و مىشود در ايام و ليالى و دهور چه آنكه علم على دريائى است كه در او گل